به هارون اكبر معروف است‌. هارون اصغر (كهتر) هم‌چنين به هارون نيكومدي يا قسطنطيني‌ معروف است‌، زيرا عمرش را در آن شهرها گذراند. درحدود 1300 در نيكومديا (يعني ايسميد يا ايزنيكميد در انتهاي شرقي درياي مرمره‌) زاده شد و احتمالاً تا حدود 1350 در آن شهر مي‌زيست‌؛ بعداً به قسطنطنيه رفت و در سال 1369 در آن شهر وفات يافت‌.
او بزرگ‌ترين و آخرين فيلسوف قرائي است و گاه او را ابن ميمون قرائيه مي‌نامند. قسطنطنيه‌ در اواسط سده‌ٴ چهاردهم‌، تاحدي به‌خاطر او، مركز معارف قرائي گرديد. در مورد پيدايش قرائيه‌ يادداشت مربوط به حنان بن داود (هشتم ـ 2) را ببينيد، كه در آنجا مآخذ مختلف براي تحقيق‌ درباره‌ٴ قرائيه داده شده است‌.
هم‌چنان‌كه ابن ميمون و پيروانش به هماهنگ ساختن الاهيات يهود با حكمت مشا پرداختند، قرائيه (و به‌ويژه هارون بن الياس‌) كوشيدند اين الاهيات را با فلسفه‌ٴ متكلمين اوايل‌ اسلام‌، به‌ويژه با آزادانديش‌ترين آنان‌، يعني معتزله‌، سازگار كنند. بنابراين قرائيه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم‌ معرفان متأخر يك سنت قديم‌تر عربي بودند، كه ابن ميمون قبلاً آن را از الاهيات يهودي (و بين‌المللي‌) بيرون كرده بود.
هارون بن الياس چندان عربي مي‌دانست كه مآخذ اسلامي را مطالعه كند، ولي معلوماتش در زمينه‌ٴ حكمت مشا بيشتر از ابن ميمون اخذ شده بود. او در مورد نحويان و متكلمان رباني‌ اطلاعات خوبي داشت‌، از قبيل يهودا بن قريش (نهم ـ 1)، سعدياي جايون (دهم ـ 1)، حيّوج‌ (دهم ـ 2)، ابن جناح (يازدهم ـ 1)، موسي بن سموئيل گقطليه و رشي (يازدهم ـ 2)، ابن عزرا (دوازدهم ـ 1)، داود قمحي و ابن ميمون (دوازدهم ـ 2)، سموئيل بن تبون (سيزدهم ـ 1)، يهودا بن موسي كُهِن و ابن نحمن (سيزدهم ـ 2)، شِمَريه اِقريطي‌. دو شخصي كه‌، غيراز استادش‌، سخت تحت تأثيرشان بوده‌، ابن عزرا و ابن ميمون بودند. آثار او نوعي كليات آيين قرايي به‌شمار مي‌رود. تحليل و نتيجه‌گيري‌هاي او از لحاظ تاريخي جالب است‌، ولي به‌اندازه‌ٴ ابن‌ميمون اصيل‌ و ماهرانه نيست و تأثيرش در خارج از حوزه‌ٴ قرائيه قابل چشم‌پوشي است‌.
غير از اشعار و مناجات‌، كه برخي‌شان در كتاب‌هاي دعاي قرائيه بر جاي مانده‌، او سه كتاب‌ نوشت‌:
1. درخت زندگي‌، تأليف در سال 1346، كتابي است در كلام و حكمت الاهي در 114 فصل‌ بر اساس سراج‌المنير. در اين كتاب است كه عقايد معتزله (يعني عقايد مربوط به اختيار) با اعتقادات يهودي سازش داده شده و به مخالفت با عقايد ((فلسفي‌)) ارسطو برخاسته است‌. او مقدار زيادي از اين عقايد را عيناً از سراج‌المنير نقل كرده است‌. درخت زندگي شامل نظريه‌ٴ مبسوطي درباب نبوت است‌؛ پيامبران از سوي خدا فرستاده مي‌شوند تا مردم را در يافتن‌ حقيقت و عمل درست ياري كنند.